فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
33
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
براى دژ نقصى بزرگ خواهد بود . از محل سكونت فرمانده دژ ، با طى ده دوازده پله مىتوان به بالاترين نقطهء دژ رسيد . در آنجا فضائى مسطح است با وسعتى معادل سيزده تا چهارده پاى مربع كه در زير آن آب انبارى بزرگ و گود هست كه قادر است دو سال تمام آب مصرفى سيصد نفر را تأمين كند . از آنجا نيز با سه چهار پله به كليسائى كوچك مىرسيم كه ناقوسى دارد . در اين نقطه قراولى دائمى هست و پنجرهاى كه در نزديكى آن ايوانچه يا نشيمنگاهى هست . از فراز اين ايوانچه سراسر لنگرگاهى كه شب گذشته بدان رسيده بوديم و حتى قسمت اعظم بندر بزرگ - كه كاملا در برابر قلعهء قديمى قرار گرفته است - ديده مىشود . در اين مكان نيز برج سومى هست كه از تجهيزات دفاعى دو برج ديگر برخوردار و بر همهء مكانهائى كه نام بردهايم مسلط است اما همچون برجهاى ديگر نيست . با پائين آمدن از اين ايوانچه ، روبروى پلكانى كه از كنار خانهء فرمانده مىگذرد ، ديوارى ديده مىشود كه رو به شمال يكراست تا بندر بزرگ ادامه مىيابد و با اينكه چندان بلند نيست يكى از بهترين و محكمترين ديوارهاى جهان است . صخرههاى بلند سهمناكى كه در طرف شمالشرقى بر دژ كهنه و بندر كوچك تسلط دارند با چينخوردگى بزرگى بسوى شمال خم مىشوند و از طرف ديگر كوه و ديوار دايرهوار از طرف برج بزرگ بسوى مغرب و شمالغربى و سپس بسوى شمال مىپيچند . اين دو ديوار كه طبيعتا بسيار محكماند در انتهاى خود دهانه يا مصبى را تشكيل مىدهند كه بيش از دويست پا پهنا ندارد و بندرى را احاطه مىكنند كه هرگونه كشتيى ، هرچند بزرگ ، مىتواند در آن پناه جويد و در امنيت كامل توقف كند . پس از ديوارى كه از آن سخن گفتيم از طريق چند پله به ميدان كوچكى وارد مىشوند كه در آن خانهها يا بهتر بگوئيم كلبههاى چوبى براى سربازان و دو انبار براى چوب يا وسائل جنگى يا مواد خوراكى ساختهاند . اين ميدان سنگرهائى آماده دارد كه مىتوان با نصب توپهائى در آنها نه تنها